خجل شدن

لغت نامه دهخدا

خجل شدن. [ خ َ ج ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) شرمسارشدن. سرافکنده شدن. خجلت کشیدن. شرمساری بردن. آزرم کردن. شرم زده شدن:
آن یهودی شد سیه روی و خجل
شد پشیمان زین سبب بیمار دل.مولوی.خجل شوند کنون دختران مصر چمن
که گل ز خار برآیدچو یوسف از زندان.سعدی.یکی قطره باران ز ابری چکید
خجل شد چو پهنای دریا بدید.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

شرمسار شدن سرافکنده شدن

جمله سازی با خجل شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حقّ، وجه اوّل است. اوّلا، به قرينه تقابل؛ چون آنچه درمقابل ذبح و قتل (يذبّحون ) قرار دارد حيات است، نه حياء. ثانيا، استحياء از ماده حياء بهمعناى شرمسارى و خجل شدن است و آيه ان اللّه لايستحيى ان يضرب مثلا ما بعوضةبدين معناست كه خداوند شرم نمى كند كه به موجود كوچكى مانند پشهمثال بزند. بنابراين، استحياء به معنيا از بين بردن شرم و حيا نيست. به بيان ديگر،يستحيى يعنى شرمنده مى شود و شرم مى كندنه شرم رااز بين مى برد و آن را زايل مى كند.

💡 حقّ، وجه اوّل است. اوّلا، به قرينه تقابل؛ چون آنچه درمقابل ذبح و قتل (يذبّحون ) قرار دارد حيات است، نه حياء. ثانيا، استحياء از ماده حياء بهمعناى شرمسارى و خجل شدن است و آيه ان اللّه لايستحيى ان يضرب مثلا ما بعوضة

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز