جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حقّ، وجه اوّل است. اوّلا، به قرينه تقابل؛ چون آنچه درمقابل ذبح و قتل (يذبّحون ) قرار دارد حيات است، نه حياء. ثانيا، استحياء از ماده حياء بهمعناى شرمسارى و خجل شدن است و آيه ان اللّه لايستحيى ان يضرب مثلا ما بعوضةبدين معناست كه خداوند شرم نمى كند كه به موجود كوچكى مانند پشهمثال بزند. بنابراين، استحياء به معنيا از بين بردن شرم و حيا نيست. به بيان ديگر،يستحيى يعنى شرمنده مى شود و شرم مى كندنه شرم رااز بين مى برد و آن را زايل مى كند.
💡 حقّ، وجه اوّل است. اوّلا، به قرينه تقابل؛ چون آنچه درمقابل ذبح و قتل (يذبّحون ) قرار دارد حيات است، نه حياء. ثانيا، استحياء از ماده حياء بهمعناى شرمسارى و خجل شدن است و آيه ان اللّه لايستحيى ان يضرب مثلا ما بعوضة