باطل شدن

واژه «باطل شدن» در زبان فارسی به معنای از بین رفتن اعتبار، ارزش یا درستی یک چیز است به گونه‌ای که آن امر دیگر قابل قبول یا قابل استفاده نباشد و اثر قانونی، شرعی یا منطقی خود را از دست بدهد. این واژه معمولاً زمانی به کار می‌رود که یک عمل، قرارداد، عبادت، تصمیم یا هر نوع توافقی به دلیل وجود نقص، اشتباه یا رعایت نشدن شرایط لازم، دیگر معتبر محسوب نشود. در متون حقوقی و فقهی، باطل شدن به معنای بی‌اثر شدن یک عمل از همان ابتدا یا پس از انجام آن است به طوری که گویی آن عمل اصلاً تحقق نیافته است. در زندگی روزمره نیز این واژه برای بیان خراب شدن برنامه‌ها، لغو شدن تصمیم‌ها یا از بین رفتن اعتبار یک موضوع استفاده می‌شود. باطل شدن می‌تواند به دلایل مختلفی مانند عدم رعایت قوانین، اشتباه در انجام کار یا تغییر شرایط رخ دهد. در فقه اسلامی، برخی اعمال مانند عبادت‌ها یا معاملات در صورت عدم رعایت شرایط شرعی ممکن است باطل شوند و اثر دینی خود را از دست بدهند. این مفهوم در حقوق نیز اهمیت زیادی دارد زیرا مشخص می‌کند که چه زمانی یک قرارداد یا عمل قانونی دیگر قابل اجرا نیست. باطل شدن برخلاف لغو ساده، معمولاً به معنای از بین رفتن کامل اعتبار یک عمل از نظر اصولی و قانونی است. همچنین این واژه در علوم مختلف برای بیان بی‌اعتبار شدن یک فرضیه یا نظریه در اثر شواهد جدید نیز به کار می‌رود. بنابراین این اصطلاح به معنای از بین رفتن اعتبار، اثر و درستی یک عمل یا موضوع به دلیل وجود نقص یا عدم رعایت شرایط لازم است.

لغت نامه دهخدا

باطل شدن. [ طِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) (... روزه و امثال آن ) از میان رفتن. تباه گشتن. فاسدشدن. ( از آنندراج ). ناچیز شدن. هیچ شدن. ( ناظم الاطباء ). بطلان. تباه شدن بواسطه عملی مبطل:
این مملکت خسرو تأیید سمائی است
باطل نشود هرگز تأیید سمائی.منوچهری.زرق تن پاک همه باطل و ناچیز شود
گر نیاید بدرتاش تکین بر دم آش.ناصرخسرو.نکوئی گر کنی منت منه، زان
که باطل شد زمنت جود و احسان.ناصرخسرو.دعوی که مجرد بود از شاهد معنی
باطل شودش اصل به چونی و چرائی.سنائی.بس توبه و پرهیزم کز عشق تو باطل شد
منبعد بر آن شرطم کز توبه بپرهیزم.سعدی.از دل ما سیهان مهر سفیدان بردند
سحر باطل شود آنجای که اعجاز آید.واله هروی ( از آنندراج ). || حُبوط. ( دهار ) ( ترجمان القرآن ). ساقط شدن. فوت شدن. || از میان بشدن. ( یادداشت مؤلف ). از میان رفتن. معدوم گردیدن. نیست گشتن: اکنون دختر آمد امید من باطل شد. ( قصص الانبیاء ص 203 ). و بسبب این تب شهوت طعام یکبارگی باطل شود. ( ذخیره خوارزمشاهی ). اگر بسیار در آفتاب بماند [ صندل ] و کهن شود بوی آن باطل گردد. ( فلاحت نامه ). || از کار افتادن. ساقط شدن: و بسیار دیده اند که نشانه های بیمناک پدید آمده است مثلاً نبض باطل شده است... ( ذخیره خوارزمشاهی ). گاهی که سردی غلبه کند نبض باطل شود. و گاهی که حرارت برافروزد و سریع شود. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و اندر هر دو نوع ( زکام ) آواز گرفته باشد و سخن در بینی گوید و حس بوئیدن باطل شود. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
- باطل شدن آواز؛ گرفتن آواز. برنیامدن آواز بسبب بیماری و جز آن: کسی را که آواز باطل شده باشد [ تریاق را ] هم در ماءالعسل دهند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

جمله سازی با باطل شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بونگو در ۳۰ اوت به عنوان برنده انتخابات اعلام شد. مدت کوتاهی پس از آن یک کودتا در کشور صورت گرفت که منجر به باطل شدن نتایج انتخابات گردید.

💡 حبط، باطل شدن عمل و از اثر افتادن آن است. در قرآن كريم، اين لفظ فقط به عمل نسبت داده شده است و مراد از اعمال، خصوص اعمال عبادى و قربى نيست، بلكه شامل تمامى افعال انسان مى شود، افعالى كه آنها را براى رسيدن به سعادت انجام مى دهد. از آيات شريفه چنين استفاده مى شود كه اثر حبط، بطلان عمل درهر دو جهان است.همان طور كه آثار اخروى اعمال حبط و باطل مى شود، آثار دنيوى آنها نيز ساقط مى گردد.

💡 بعد از آنكه آن مدت بسر آمد و موجود نامبرده به نقطه انتهاى اجل معين خود رسيد اين رسيدن به نقطه نهائى فناء و هيچ شدن آن موجود نيست، زيرامعناى فانى شدنش باطل شدن رحمت الهى ايست كه باعث وجود و بقاء و آثار وجود يعنى حيات، قدرت، علم و ساير آثار وجودى او بود، و معلوم است كه رحمت الهى بطلان نمى پذيرد.

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
کیری یعنی چه؟
کیری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز