بیهوده شدن
مترادفها
بیهوده گشتن، بیخود شدن
متضادها
مفید شدن، ارزشمند شدن
لغت نامه دهخدا
بیهوده شدن. [ ب َ / ب ِ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ( از بیهودن ) نزدیک بسوختن شدن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بیهود و برهود و بیهودن و بیهوده شود.
فرهنگ فارسی
از بیهودن نزدیک بسوختن شدن.
جمله سازی با بیهوده شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شورا تصمیم سیاسی در این باره اتخاذ نکرد. اسقفنشین ژمایتیا را به مرکزیت مدینینکای تأسیس کرد. پاپ مارتین پنجم کاتولیک شدن یوگایلا و ویتائوتاس (دوک بزرگ لیتوانی) را پذیرفت و آنها را به فرماندهی کل قوا در پسکوف و ولیکی نووگورود منصوب کرد. پس از یک دور مذاکرهٔ بیهوده، جنگ گلوب در سال ۱۴۲۲ آغاز شد. جنگهای لهستان-لیتوانی-توتونی برای یک سدهٔ دیگر ادامه یافت.
💡 پیرمردی تنها در شهری کوچک به تجارت مشغول بود که در خساست، شهره همگان بود. روز پیش از کریسمس تنها خواهرزاده پیرمرد به دفتر کار او آمد و او را برای مهمانی شب کریسمس دعوت کرد. پیرمرد که عاری از هرگونه احساسات و عواطف بود دعوت او را رد کرد و این کار را مزخرف و بیهوده خواند؛ و در آخر دیدارشان تنها کارمند خود را مجبور ساخت تا در روز کریسمس به دفتر آمده و مشغول کار شود. پس از تاریک شدن هوا به منزل رفت و در آنجا حضور کسی را حس کرد. روح شریک و دوستش به سراغش آمده بود و حامل پیامی برای او بود. پیغام او این بود که امشب ۳ روح به ملاقات اسکروچ خواهند آمد و هرکدام پیامی برای او دارند و سپس ناپدید شد.
💡 اگر تمام تلاشهای ما برای نجات این پروژه با بیدقتی مدیران مجموعه به فراموشی سپرده شود، تمام آن زحمات ما در نهایت بیهوده شدن خواهد بود.
💡 او احساس میکرد که تمام سالهای تحصیل و مطالعه سختش در این رشته، ممکن است به دلیل عدم وجود فرصتهای شغلی، بیهوده شدن باشد.
💡 تلاشهای مداوم برای اصلاح این قانون قدیمی بدون همکاری جدی نمایندگان مجلس، احتمالاً به بیهوده شدن و هدر رفتن منابع مالی کشور منجر خواهد شد.