برآسودن
مترادفها
آرام شدن، آسودن، راحت شدن
متضادها
ناآسودن، بیقراری
لغت نامه دهخدا
( برآسودن ) برآسودن. [ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) آسودن. رجوع به آسودن شود.
فرهنگ معین
( برآسودن ) (بَ. دَ ) (مص ل. ) استراحت کردن، آسایش یافتن.
فرهنگ عمید
( بر آسودن ) آسایش یافتن، آرام یافتن، آرمیدن.
فرهنگ فارسی
( بر آسودن ) ( مصدر ) استراحت کردن آسایش یافتن.
آسودن.
ویکی واژه
استراحت کردن، آسایش یافتن.
جمله سازی با برآسودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لاجرم عالمی برآسودند به حیات و به مال بر سودند
💡 نشستند و برآسودند ازغم همی بودند با هم شاد و خرّم
💡 اهل غزنین کنون برآسودند وز زیانی که بود بر سودند
💡 چون ز پا کوفتن برآسودند دستبردی به باده بنمودند
💡 ز روزگار برآسودن و نه خود ز کسی نه نیز هیچ کس از خویشتن بیازدن
💡 پس از هفتهها کار طاقتفرسا و تلاش بیوقفه برای اتمام پروژههای دانشگاهی، بالاخره توانستم با مطالعه یک کتاب آرام برآسودن کنم.
💡 طبیعت بکر کوهستان و صدای آرام جریان رودخانه، به مسافر خسته کمک میکند تا از هیاهوی شهر دور شده و روح خود را برآسودن دهد.
💡 بسیاری از فیلسوفان معتقدند که رسیدن به آرامش درونی و برآسودن از دلمشغولیهای دنیوی، تنها از طریق خودشناسی و تامل عمیق ممکن است.