گاورنگ

گاورنگ

کلمه «گاورنگ» واژه‌ای مرکب در زبان فارسی است که به معنای «گاومانند» یا «دارای شکل سر گاو» به کار می‌رود و برای توصیف چیزی استفاده می‌شود که ظاهر یا هیئتی شبیه گاو داشته باشد. این واژه بیشتر در متون حماسی و ادبی قدیم دیده می‌شود. یکی از کاربردهای مهم آن در توصیف «گرز گاورنگ» است؛ یعنی گرزی که سر آن به شکل سر گاو ساخته شده باشد. در داستان‌های حماسی ایران، به‌ویژه در شاهنامه، از چنین گرزی یاد شده است. مشهورترین نمونه آن گرز فریدون است که گفته می‌شود سر آن به شکل سر گاو از آهن ساخته شده بود. این گرز نمادی از قدرت و جنگاوری به شمار می‌آمد. به همین دلیل واژه «گاورنگ» در بسیاری از اشعار حماسی برای توصیف سلاح جنگی قهرمانان به کار رفته است. در این کاربرد، کلمه هم معنای ظاهری یعنی «گاوسر» دارد و هم به نوع خاصی از گرز اشاره می‌کند. بنابراین «گاورنگ» می‌تواند هم به معنای گاومانند باشد و هم نام گرزی با سرِ شبیه گاو. این واژه بیشتر در متون کهن و شعرهای حماسی دیده می‌شود.

لغت نامه دهخدا

گاورنگ. [ وْ رَ ] ( ص مرکب ) گاومانند. بمعنی گاوپیکر است که گرز فریدون باشد و آن را بهیأت سر گاو میش از آهن ساخته بودند. ( برهان ). اصل نام گورنگ. رجوع به همین کلمه شود. همان گرزگاوسر و گاوچهر بمعنی گاو مانند. ( از انجمن آرا ). گاوپیکر:
بیامد خروشان بدان دشت جنگ
به دست اندرون گرزه گاورنگ.فردوسی ( از لغت نامه اسدی ).دمان پیش ضحاک رفتی بجنگ
زدی بر سرش گرزه گاورنگ.فردوسی.چنین تا لب رود جیحون ز جنگ
نیاسوده با گرزه ٔگاورنگ.فردوسی.بزد بر سرش گرزه گاورنگ
زمین شد ز خون همچو پشت پلنگ.فردوسی.خلیدی به چشم اندرش کاویان
شکستی به تارک برش گاورنگ.شمس فخری.چه سلطان چنان دیده شد سوی جنگ
بچنگ اندرون گرزه گاورنگ.حکیم زجاجی ( از جهانگیری ).

فرهنگ معین

(رَ ) (ص مر. ) آنچه به هیئت گاو است. گرز (گرزة ) گاورنگ: گرز فریدون که سر آن به شکل سر گاو بود.

فرهنگ عمید

۱. مانند سر گاو، گاوسر.
۲. (اسم ) گاومانند، گاوسار.
۳. (اسم ) گرزی که آن را به شکل سر گاو ساخته باشند: بیامد خروشان بدان دشت جنگ/ به چنگ اندرون گرزۀ گاو رنگ (فردوسی: ۲/۱۸۰ ).

فرهنگ فارسی

گاوسر، گاوسار، مانندسرگاو، گاومانند، گرزی که آنرابشکل سرگاوساخته باشند
آنچه بهیئت گاو است. یا گرز ( گرز. ) گاورنگ. گرز فریدون که سر آن بشکل سر گاو بود: بیامد خروشان بدان دشت جنگ بدست اندرون گرز. گاو رنگ. ( هرمزدنامه )

ویکی واژه

گرز (گرزة)
آنچه به هیئت گاو
گاورنگ: گرز فریدون که سر آن به شکل سر گاو بود.

جمله سازی با گاورنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیامد خروشان بران دشت جنگ به چنگ اندرون گرزهٔ گاورنگ

💡 دمان پیش ضحاک رفتی به جنگ زدی بر سرش گرزه گاورنگ

💡 بزد بر سرش گرزهٔ گاورنگ زمین شد ز خونش چو پشت پلنگ

💡 چنین تا لب رود جیحون به جنگ نیاسود با گرزهٔ گاورنگ

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز