لغت نامه دهخدا
بشولیده شدن. [ ب َ / ب ِ / ب ُ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) تَشَوﱡش. ( زوزنی ).
بشولیده شدن. [ ب َ / ب ِ / ب ُ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) تَشَوﱡش. ( زوزنی ).
تشوش. زوزنی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در جمله هرکه در بازار برای قوت شود تا فراغت دین یابد، چنین بود و اصل مقصود فرو نگذارد و هرکه برای زیادت دنیا شود این از وی نیاید، بلکه اگر در مسجد شود و نماز کند، پس بشولیده دل و پراکنده بود و با حساب دکان بود.
💡 بشولیده مندیل و پاره قبا وز آب وگل آهار داده عبا
💡 نگارم دوش شوریده درآمد چو زلف خود بشولیده درآمد