بارگاهی

لغت نامه دهخدا

بارگاهی. ( اِخ ) یک فرسنگی بیشتر شمالی برازجان است. ( فارسنامه ناصری ). دهی است از دهستان حومه بخش برازجان شهرستان بوشهر که در9 هزارگزی شمال برازجان و دو هزارگزی راه شوسه شیراز به بندر بوشهر واقع است. منطقه ای است جلگه ای سردسیر و دارای 136 تن سکنه. آبش از چاه و چشمه شور. محصولش غلات، خرما، تنباکو، صیفی است. و شغل مردمش زراعت و راهش فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

نزدیک برازجان

دانشنامه عمومی

بارگاهی، روستایی است از توابع بخش مرکزی در شهرستان دشتستان استان بوشهر ایران.
این روستا در دهستان دالکی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۲۶۷نفر ( ۴۹خانوار ) می باشد.

جمله سازی با بارگاهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هم بارگاهی دلنشین هم گنبدی‌ گردون قرین بر مضجع ماه زمین بر مرقد شاه زمان

💡 دل افروزی چو آن خورشید خوبان ز طرف بارگاهی بر نیاید

💡 ز نو فرمود بستن بارگاهی که با او بود کوهی کم ز کاهی

💡 به بارگاهی کز حرص طاعتش خواهد ز لفظ حاجب او گوش روزگار ندی

💡 خلاف آن شد که در هر کارگاهی مخالف دید خواهی بارگاهی

پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز