خوبان

مترادف‌ها

نکوان، نیکان، زیبارویان

متضادها

بدان

لغت نامه دهخدا

خوبان. ( اِخ ) دهی است جزء دهستان الموت بخش معلم کلایه شهرستان قزوین. آب آن از رودخانه شاهرود و محصول آن غلات وشغل اهالی زراعت و راه مالرو است. این ده وقف بر امام زاده زکریا است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

دهی است جزئ دهستان الموت بخش معلم کلایه شهرستان قزوین آب آن از رودخانه شاهرود و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه مالرو است.این ده وقف بر امام زاده زکریا است.

فرهنگ اسم ها

اسم: خوبان (دختر) (فارسی) (تلفظ: khuban) (فارسی: خوبان) (انگلیسی: khuban)
معنی: خوب ها، زیبارویان، پسندیده ها، منسوب به خوب

جمله سازی با خوبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 1 گاهى فرزندان ونسل آينده، زحمت هاى پدران را تباه مى كنند. (گاهى از خوبان، نسل نااهل پيدا مى شود) (خَلْف اضاعوا الصلوة )

💡 بارها گفتم: هلالی، ترک خوبان کن، ولی هیچ تأثیری ندیدم گفتگوی خویش را

💡 کام فرهاد از لب شیرین چو بو سی بیش نیست خسرو خوبان چه باشد گر بر آرد کام او

💡 براى اين كه خوبان با گناهكاران سازش كردند و با توجه به خشم و غضب من نسبت بهگناهكاران، آنان خشمگين نگشتند.(111)

💡 سلطان خوبان می رسدهر سو گروه عاشقان چاووش شه کو تا کند مشتی گدا را یک طرف

💡 5. همنشينى با خوبان: ثمرة العقل مصاحبة الاخيار(450) ثمره خرد، همنشينى باخوبان است.

💡 شاعر در اشعار خود همواره از زیبایی‌های بی‌کران و جلوه‌های نورانی وجود خوبان در این جهان پرگو و پر رمز و راز یاد کرده است.

💡 در داستان‌های قدیمی همیشه صحبت از حضور خیرخواهانه و تاثیرات مثبت خوبان بر سرنوشت آدم‌های بی‌پناه و تنها در مسیرهای دشوار زندگی بود.

💡 یاد کردن از ویژگی‌های اخلاقی و رفتارهای پسندیده خوبان می‌تواند الهام‌بخش بسیاری از جوانان برای ساختن آینده‌ای روشن و سرشار از امید باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران