لغت نامه دهخدا
خراج گرفتن. [ خ َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) مالیات اخذ کردن. مالیات ستدن. خراج ستدن. خراج طلبیدن و به دست آوردن.
خراج گرفتن. [ خ َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) مالیات اخذ کردن. مالیات ستدن. خراج ستدن. خراج طلبیدن و به دست آوردن.
مالیات اخذ کردن مالیتن ستدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) فرمود: هيچ يك از اينها كه گفتيد در من نيست،من آنچه را كه آورده ام و شما را بدان دعوت مى كنم به طمعمال شما و خراج گرفتن از شما و سلطنت بر شما نيست، بلكه خداى تعالى مرا به سوىشمامبعوث نموده و كتابى بر من نازل كرده، و مرا دستور داده تا شما را بشارت دادهانذار كنم، و من هم رسالت پروردگار خود را به شما ابلاغ نمودم و خير خواهيتان كردم،اگر از من پذيرفتيد و دين مرا قبول كرديد بهره خود را در دنيا و آخرت گرفته ايد، واگر آنرا رد كرده و از پذيرفتنش سر باز زديد صبر مى كنم و دشوارى امر خداى راتحمل مى نمايم تا خدا ميان من و شما حكم كند.
💡 این حکمران نامدار ظاهراً همان یثعمر سبائی است کا سارگن پادشاه آشور در کتیبه خود در سال ۷۱۵ قبل از میلاد از باج و خراج گرفتن از او سخن میراند.