بیجن
لغت نامه دهخدا
بیجن. [ ج َ ] ( اِخ ) بیژن است که پسر گیوبن گودرز باشد. ( برهان ) ( از شرفنامه ) ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بیژن شود.
فرهنگ فارسی
بیژن است که پسر گیو بن گودرز باشد ٠
جمله سازی با بیجن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر آمد برون بیجن از چاه و بند اجل باز در چاه گورش فگند!
💡 کجاست رستم همت که تا ز چاه امل برآرد این دل سخت چو بیجن ما را
💡 حقیقت پیش بینی واصلی است ورنه بیجنون بیحاصلی است