بلبن
لغت نامه دهخدا
بلبن. [ ب َ ب َ ] ( اِ ) خرفه را گویند و به عربی فرفخ و بقلةالحمقاء خوانند. ( برهان ).پرپهن. ( از آنندراج ). بقلةالحمقاء. ( الفاظ الادویة ).و بخاطر میرسد که این لفظ پلپهن باشد، به هر دو بای فارسی و زیادتی ها، چه «را» را به لام بسیار بدل کنند. ( از جهانگیری ). فرفهن. فرفخ. رجوع به خرفه شود.
بلبن. [ ب َ ل َب َ ] ( اِخ ) ملقب به غیاث الدین و الغخان. نهمین از سلاطین مملوک هند. رجوع به غیاث الدین ( بلبن... ) شود.
بلبن. [ ب َ ل َ ب َ ] ( اِخ ) ابن جلال الدین. از حکام بنگاله. رجوع به عزالدین ( بلبن... ) شود.
فرهنگ عمید
= خرفه
فرهنگ فارسی
( اسم ) خرفه پرپهن فرفهن فرفخ بقله الحمقائ.
ابن جلال الدین. از حکام بنگاله.
جمله سازی با بلبن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گیاه پرپهن در این سرده نیز خرفه میگویند. بلبن یا بلبهن نیز نام های باستانی این گیاه است که در نزهت نامه علایی آمده است.
💡 مولد خواجه عبیدالدین به نام یکی از دهات سهرند است. در ایام شاهزاده محمدبن غیاثالدین بلبن به مقامی ارجمند رسید و به لقب «فخرالملک» ملقب گردید. ولی بعد به اتهام دستبرد به پول و اموال دولتی گرفتار شد و به زندان افتاد. تاریخ وفاتش معلوم نیست. به احتمال قوی پیش از قتل ممدوح خود در سال ۶۸۴ هجری، جهان را بدرود گفت. وی عالم و فاضل و شاعری ماهر بود.
💡 فریدالدین گنج شکر دارای ۶ پسر و ۴ دختر بودهاست که غالباً در زمره صوفیان بهشمار میرفتند. بهنظر میرسد که شیخ ۳ بار ازدواج کرده باشد و به گفته غلام سرور لاهوری یکی از زنانش، دختر غیاثالدین بلبن، پادشاه دهلی بودهاست و ممکن است این ازدواج قبل از پادشاهی غیاثالدین انجامگرفته باشد و خواجه مخدوم علی احمد صابر کلیری دامادش بودهاست.