ادیب ترک
لغت نامه دهخدا
ادیب ترک. [ اَ ب ِ ت ُ ] ( اِخ ) شاعری است و از ابیات او در حدائق السحر بشاهد آمده است:
تمنت سلیمی اَن اموت صبابة
و اَهون شی عندنا ما تمنت.
و نیز:
ایا شمعاً یضی بلاانطفاء
و یابدراً یلوح بلامحاق
فانت البدر ما معنی انتقاصی
و انت الشمع ما سبب احتراقی.
و نیز:
اذاما رُمت طیب العیش فانظر
الی من بات اسوء منک حالا
و اخفض رتبة و اذل قدراً
و انکد عیشة و اقل مالا.
و رجوع به حدائق السحر ص 18و 82 و 84 شود.
جمله سازی با ادیب ترک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خالده ادیب آدیوار نوشت: آرزوی من دستیابی ترکهای جهان به عظمت و استقلال سیاسی و فرهنگی است.
💡 عبدالحمید فردی هوشیار، سیاسی، ادیب، شاعر و مسلط بر زبانهای عربی، فارسی و ترکی بود و بسیاری از کتب ادبی و تصوف را مطالعه کرده بود. عبدالحمید بعد از عزل برادرش مراد در اوت سال ۱۸۷۶ در حالی که ۳۴ سال سن داشت قدرت امپراتوری عثمانی را بهعهده گرفت؛ و با توجه به عنایت وی به دین اسلام او را خلیفه خطاب میکردند و شخصیتهای مذهبی، سیاسی و اجتماعی و رؤسای دینی مناطق مختلف مسئولیت و خلافتش را تهنیت گفته و بهمحض دست گرفتن قدرت شادیکنان توپهایی شلیک کردند و در استانبول سه روز جشن و سرور برگزار گردید و با حضور شیخالاسلام و بزرگان دین در مسجد جامع ابوایوب انصاری مراسم نهایی بیعت برگزار شد.