لغت نامه دهخدا
ابن شاذان. [ اِ ن ُ ] ( اِخ ) ابومحمد فضل بن شاذان بن جلیل یا خلیل نیشابوری. وفات 260 هَ.ق. محدث و فقیه شیعی. پدر او شاذان نیز از فقهای شیعه است. ابن شاذان بیشتر در نشابور میزیسته. عبداﷲبن طاهر امیر خراسان بجرم تشیع او را نفی کرده و در سال 260 به بیهق بوده، وقتی که خوارج در خراسان طغیان کردند فضل از بیم آنان از آنجا بیرون رفت و از رنج راه بیمار شده درگذشت. بیش از صدوهشتاد کتاب داشته، و عمده آنها در رجال نجاشی مذکور است. در خاندان ابن شاذان بسیاری از علما و محدثین بوده اند، و چون نزد فقها ابن شاذان مطلق گفته شود مراد فضل بن شاذان است.
ابن شاذان. [ اِ ن ُ ] ( اِخ ) احمد.پیش از خواجه نظام الملک وزارت الب ارسلان داشته است.
ابن شاذان. [ اِ ن ُ ] ( اِخ ) ابوالحسن محمدبن احمدبن علی بن حسن بن شاذان قمی. محدث شیعی در مائه چهارم هجری. از ابن بابویه و دیگران روایت کرده و ابن قولویه خال او بود. تاریخ وفات اونیامد ولیکن در سال 402 هَ.ق. بمکه بوده و کراجکی در این سال از او حدیث شنیده است و سی وهشت سال قبل از آن در سال 374 در کوفه میزیسته و بتحصیل علم حدیث اشتغال داشته است. او راست کتابی در مناقب امیرالمؤمنین علی علیه السلام. پدر او احمدبن علی نیز از محدثین و علمای شیعه است. او راست: کتاب زادالمسافر و امالی. ( از روضات ) ( از رجال ابوعلی ) ( از رجال نجاشی ).