بهرامج

لغت نامه دهخدا

بهرامج. [ ب َ م َ ] ( معرب، اِ ) بهرامه است که بیدمشک باشد و آن گلی است معروف. ( برهان ). بیدمشک و آن دو قسم است سرخ و سبز و هر دو بوی خوش دارد و این معرب بهرامه است. ( آنندراج ). مأخوذ از پارسی، بیدمشک. ( ناظم الاطباء ). بید مشک است که خلاف بلخی نامند. ( فهرست مخزن الادویه ). بید مشک. خلاف بلخی. گربه بید. ( یادداشت بخط مؤلف ). بهرامه معرب میشود به بهرم و بهرمان و بهرامج و با آن لباس رنگ میکنند. رنگ آن قرمز است و هندی آن زرد است. آنرا رنف نیز گویند که معروف به خلاف بلخی است. رجوع به الجماهر بیرونی ص 35 و 36 شود.

فرهنگ عمید

= بیدمشک

فرهنگ فارسی

بهرامه است که بیدمشک باشد و آن گلی است معروف.

جمله سازی با بهرامج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز جود او که ازو ملک باغ بهرامج ز تیغ او که ازو دشت ‌کان بهرامن

💡 فیروز بهرام بیکاجی فرزند یکی از زرتشتیان سرشناس و ثروتمند هند، به نام بهرامجی بیکاجی بود. فیروز در شهریور ۱۲۷۴ خورشیدی در هندوستان به دنیا آمد و تحصیلات خود را در انگلستان ادامه داد. او در ۸ دی ۱۲۹۴ و در جریان جنگ جهانی اول هنگام سفر در دریای مدیترانه، به دلیل اصابت اژدر به کشتی‌اش غرق شد.

💡 در سال ۱۳۱۱، بهرامجی بیکاجی با صرف هزینه حدوداً ۷۰ هزار روپیه بنایی را به یاد فرزند مرحوش بر روی قطعه زمینی متعلق به انجمن زرتشتیان تهران ساخت و نام آن را دبیرستان فیروز بهرام گذاشت.

حشره خوار یعنی چه؟
حشره خوار یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز