پوزش اراستن
لغت نامه دهخدا
( پوزش آراستن ) پوزش آراستن. [ زِ ت َ ] ( مص مرکب ) پوزش ساختن. پوزش کردن. پوزش گفتن:
بر زال زر پوزش آراستند
زبانها به لابه بپیراستند.فردوسی.ورجوع به پوزش شود.
فرهنگ فارسی
( پوزش آراستن ) ( مصدر ) پوزش کردن پوزش گفتن
جمله سازی با پوزش اراستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز کردار بد پوزش آراستن منوچهر را نزد خود خواستن