لغت نامه دهخدا
پوزش گرفتن. [زِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) پوزش آغازیدن:
ز گفتار او ماند اندر شگفت
زمین را ببوسید و پوزش گرفت.فردوسی.و رجوع به پوزش شود.
پوزش گرفتن. [زِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) پوزش آغازیدن:
ز گفتار او ماند اندر شگفت
زمین را ببوسید و پوزش گرفت.فردوسی.و رجوع به پوزش شود.
پوزش آغازیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باراک اوباما نامزد مقام ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا از حزب دمکرات، از دو زن محجبه مسلمان آمریکایی بخاطر منع شدنشان از نزدیک شدن به وی و عکس یادگاری گرفتن با او بخاطر داشتن «حجاب اسلامی» پوزش خواست.