دو تا پشت

لغت نامه دهخدا

دوتاپشت. [ دُ پ ُ ] ( ص مرکب ) قد خمیده. پشت دوتاشده. که قامتی دوتو و خمیده دارد. دارای قد و بالای دوتاه و خمیده:
فلک هم دوتاپشت پیری است کاو را
عصا جز خط استوایی نیابی.خاقانی.نه بس شیرین شد این تلخ دوتاپشت
چه شیرین کز ترشرویی مرا کشت.نظامی.رجوع به دوتا شود.

فرهنگ فارسی

قد خیمده پشت و تا شده.

جمله سازی با دو تا پشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشق آن یار گرانست که در بردن آن چون حلال قد من گشت دو تا پشت فلک

💡 سر از پیش چون غمگنی داشته دو تا پشت و انگشتی افراشته

💡 نه بس شیرین شد این تلخ دو تا پشت چه شیرین کز ترش‌رویی مرا کشت

💡 کوه وقارش فکند سایه چو بر آسمان گشت دو تا پشت قوس، کفّهٔ میزان شکست

💡 شد کار ملکت ناروا شد باغ و گلشن بی نوا مرغان خروشان در هوا ایوان دو تا پشت از هوان

💡 چو روز دیگر این چرخ دو تا پشت نمود از آینه صد گونه انگشت

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز