تمیز دادن

لغت نامه دهخدا

تمیز دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) فرق دادن و امتیاز و تشخیص دادن و جدا کردن دو چیز مانند هم را از یکدیگر. ( ناظم الاطباء ). بازشناختن از یکدیگر. شناختن از یکدیگر. فرق کردن. از یکدیگر دانستن. بازدانستن. تمیز کردن. ( از یادداشتهای مرحوم دهخدا ). رجوع به تمیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - باز شناختن تشخیص دادن. ۲ - جدا کردن.

جمله سازی با تمیز دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سفیدرود از به هم پیوستن رودهای قزل‌اوزن و شاهرود تشکیل می‌گردد و از وسط شهر رودبار می‌گذرد. این شهر از دیرباز اولین کشت‌گاهِ زیتون در ایران و دارای یکی از بهترین انواع زیتون در دنیا است. به همین دلیل به آن رودبارِ زیتون نیز گفته می‌شود. در لغت‌نامهٔ دهخدا آمده‌است: «برای تمیز دادن آن از الموت آن را رودبار زیتون می‌گویند».

💡 گشودن وبگاه گمانه و ایجاد ستاد مبارزه با شایعات در شبکه‌های اجتماعی واکنشی بود در جهت جلوگیری از انتشار اخبار کذب و شایعات در فضای وب و شبکه‌های اجتماعی و تمیز دادن اینکه کدام یک از اخبار و اطلاعات حقیقی است و کدام کذب.

💡 تا عصر مدرن هیچ تمایزی بین مهندسی عمران و معماری نبود و اصلاح‌های مهندسی و معماری به‌طور عمده تفاوت‌های جغرافیایی بود که به یک فرد اشاره می‌کرد و قابل معاوضه بود. در قرن ۱۸ واژهٔ مهندسی عمران برای تمیز دادن از مهندسی نظامی استفاده شد.

ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز