گوشت تلخ

لغت نامه دهخدا

گوشت تلخ. [ ت َ ] ( ص مرکب ) بداَدا. بدگوشت. ( یادادشت مؤلف ). نچسب. بدعنق. بدخلق.

فرهنگ معین

(تَ ) (ص مر. ) (عا. ) بداخلاق، بدمعاشرت.

فرهنگ عمید

بدخو، بدخلق.

فرهنگ فارسی

بد خلق بدادا: تمام هستی و شئون زندگانی وی با از دست دادن یک شوهر گوشت تلخ پر مدعا از بین رفته است.

ویکی واژه

(عا.)
بداخلاق، بدمعاشرت.

جمله سازی با گوشت تلخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بسیاری از جانوران طعمه، برای دفاع در برابر دانه‌خواری از دانه‌های گیاهان، از مواد شیمیایی سمی برای دفاع از خود استفاده می‌کنند. اینها ممکن است در ساختارهای سطحی مانند خارها یا غدد متمرکز شده باشند و مهاجم پیش از اینکه جانور طعمه را گاز بگیرد یا ببلعد، طعم مواد شیمیایی را بچشد: بسیاری از سموم تلخ‌مزه هستند. آخرین دفاع این است که گوشت جانور سمی باشد، مانند بادکنک‌ماهیان، شه‌پروانه‌ایان و جنگل‌بانان. بسیاری از حشرات سموم را از گیاهان غذایی خود به دست می‌آورند. کرم ابریشم پروانه پادشاه سمی کاردنولید از علف‌های شیری (استبرق (زیرتیره)) را جمع می‌کنند.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز