تورجان

لغت نامه دهخدا

تورجان. [ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان تورجان است که 632 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ). رجوع به ماده بعد شود.
تورجان. ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای چهارگانه ٔبخش بوکان شهرستان مهاباد است. این دهستان از 28 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل یافته و در حدود 7550 تن سکنه دارد و قراء مهم آن عبارتند از: بقعه باسی، بغداکندی، تورجان ( مرکز دهستان )، باغلوچه، سراچلوا، قراگزلو، قهرآباد پائین. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

نام یکی از دهستان های چهارگانه بخش بوکان شهرستان مهاباد است.

جمله سازی با تورجان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دسامبر ۱۹۹۲ و ژانویهٔ ۱۹۹۳، حدود شصت هزار تن در پی حملات کولابی‌ها به افغانستان گریختند، از جمله قاضی اکبر تورجان‌زاده بالاترین مقام مذهبی تاجیکستان که حکومت، او را به تلاش برای برقراری دولتی اسلامی متهم کرده بود. در فوریهٔ ۱۹۹۳ فتح‌اللّه شریف‌زاده به جای وی مفتی تاجیکستان شد که او نیز در ژانویهٔ ۱۹۹۶ به دست افراد ناشناسی کشته شد.

💡 راجی یا رازی منسوب به مردم ری زی (زندگی کنندگان در ری) می‌تواند باشد و خود کلمه ری منسوب به ایرج پسر فریدون بوده که نام ایران نیز از نام ایرج اخذ شده‌است (ایرجان (ایران) در مقابل تورجان (توران)).

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز