بی غمانه

لغت نامه دهخدا

بی غمانه. [ غ َ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) با بیغمی، در تعریف وضع و نفس مستعمل است. ( از آنندراج ):
چون غنچه داشتم دل جمع اندرین چمن
بر باد داد یک نفس بی غمانه ام.صائب.اگرچه هر نفسم گرد کاروان غم است
بجان رسیده ام از وضع بی غمانه خویش.صائب.

جمله سازی با بی غمانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر چند بی غمانه به مسکن فتاده ایم زنجیر صد کرشمه به گردن فتاده ایم

💡 جان بی غمانه وارهد از جسم خیره سر غیر از میانه پا کشد و افتد اتحاد

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز