باسند

لغت نامه دهخدا

باسند. [ س َ ] ( اِخ ) شهرکی است [ از ماوراءالنهر ] با مردم بسیار و بر راه بخارا و سمرقند جایی استوار و مردمانی جنگی. ( حدود العالم ). باسند شهر کوچکی بود و دارای باغستانی پهناور در دومنزلی چغانیان و در کوهستانهای مشرف بر رودخانه قرار داشت. ( ترجمه سرزمینهای خلافت شرقی لسترانج ص 469 ). و رجوع به معجم البلدان شود.

جمله سازی با باسند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و عياشى داستان را در تفسيرش به دو طريق و قمى نيز به دو طريق يكى باسند و يكىبى سند روايت كرده اند. و الدرالمنثور آن را به طرق زيادى از ارباب جوامع ازقبيل بخارى، مسلم، نسائى، ترمذى و غير ايشان از ابن عباس و از ابى بن كعب ازرسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) روايت كرده است.

💡 397- ابن حجر در الصواعق المحرقة، صفحه 25 بعد ازنقل حديث مشتمل بر جمله فوق مى گويد: ((اين حديث را طبرانى و غير او نيز باسند صحيحنقل كرده اند. كنزالعمال در جلداول، صفحه 188، ش 958 نيزنقل كرده است )).

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز