لغت نامه دهخدا
خوب دیدار. ( ص مرکب ) خوش سیما. خوش چهره:
دانش او نه خوب و چهرش خوب
زشت کردار و خوب دیدار است.رودکی ( از تاریخ بیهقی ص 61 ).
خوب دیدار. ( ص مرکب ) خوش سیما. خوش چهره:
دانش او نه خوب و چهرش خوب
زشت کردار و خوب دیدار است.رودکی ( از تاریخ بیهقی ص 61 ).
خوش سیما خوب چهره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دانش او نه خوب و چهرش خوب زشت کردار و خوب دیدار است
💡 هر چند نوبهار جهان است به چشم خوب دیدار خواجه خوبتر، آن مهتر حسیب
💡 رفیقانی لطیف و خوب دیدار چو مروارید در یک سلک هموار
💡 ز چشم من ببرد آن خوب دیدار چو از گوشم ببرد آن نوش گفتار
💡 مرا دیده از خوب دیدار او بماندست دل خیره از کار او