این واژه در اصل یک مصدر عربی است که معانی متعددی را در بر میگیرد که مهمترین آنها دو جنبه اصلی است: ترسیدن و کم کردن یا کاستن. این معانی نشاندهنده گستره کاربرد این کلمه در زبان فارسی کلاسیک و ادبی است و نشان میدهد که چگونه یک واژه میتواند دارای مفاهیم متضاد یا حداقل بسیار متفاوت باشد که بسته به سیاق کلامی، معنای نهایی آن تعیین میشود.
جنبه نخست و رایجتر «تخوُّف» به معنای «بترسیدن» یا «به خود ترس راه دادن» است، چنانچه در منابعی چون «تاج المصادر بیهقی» و «منتهی الارب» نیز ذکر شده است. همچنین این مفهوم شامل ترسیدن بر سر چیزی یا در مورد وقوع چیزی است. شواهد قرآنی نیز این معنا را تأیید میکند، به عنوان مثال در آیه ۱۶ سوره محمد (ص) که خداوند درباره کسانی میفرماید: «هُوَ یَأْخُذُهُمْ عَلَیٰ تَخَوُّفٍ» که در تفاسیر به معنای اینکه سرانجام عذاب بر آنها خواهد رسید یا در معرض زوال و تباهی قرار دارند، تعبیر شده است. این کاربرد، بار معنایی انتظار ناخوشایند و اضطراب را به همراه دارد. در مقابل، جنبه ثانوی «تخوُّف» به معنای «کاستن»، «کم کردن» یا «تنقّص چیزی» به کار رفته است. در این معنا، تخوُّف به معنی اندک گردانیدن یا نقصان دادن به یک شیء یا حق است، که با معنای ترسیدن کاملاً متفاوت است. برخی منابع نیز به معنای «تَهضُم حق» یا حقخوری اشاره کردهاند.