تتش
لغت نامه دهخدا
تتش. [ ت ُ ت ُ ] ( اِخ ) ابن ارسلان بن داودبن میکائیل بن سلجوق بن دقاق سلجوقی ملقب به تاج الدوله و مکنی به ابوسعید. برادر ملکشاه سلجوقی نخستین از سلاجقه شام که در سال 488 هَ. ق. در جنگ با برکیارق، برادرزاده وی، به حدود ری کشته شد. رجوع به مجمل التواریخ و القصص چ بهار صص 408 - 409 و غزالی نامه تألیف جلال همایی ص 12 و 16 و قاموس الاعلام ترکی و رجوع به تاج الدوله تتش بن ارسلان... و رجوع به ماده بعد شود.
فرهنگ فارسی
ابن ارسلان ابن داود ابن میکائیل ابن سلجوق ابن دقاق سلجوقی ملقب به تاج الدوله و مکنی به ابی سعید. برادر ملکشاه سلجوقی نخستین از سلاجقه شام که در سال ۴۸۸ در جنگ با برکیارق برادرزاده وی به حدود ری کشته شد.
جمله سازی با تتش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فخرالمُلکْ رضوان (درگذشته در ۱۰ دسامبر ۱۱۱۳) حاکم سلجوقی حلب در بین سالهای ۱۰۹۵ تا ۱۱۱۳ بودهاست. وی پسر تُتُش بود که در زمان حکومت برادرش، ملکشاه یکم، امارتی در سوریه تشکیل داد. پس از مرگ ملکشاه، تتش مدعی تاجوتخت سلجوقیان شد اما در رقابت با بَرکیارُق شکست خورد و کشته شد. پس از مرگ وی، رضوان عازم حلب شد و خود را امیر آن شهر اعلام کرد.
💡 لبش ز روزه چو اندیشهای من باریک تتش ز غصه چو اندامهای من لاغر