لغت نامه دهخدا
بزرگ عطا. [ ب ُ زُ ع َ ] ( ص مرکب ) بزرگ دهش. بسیاربخشش:
صفتش مهتر گشاده کف است
لقبش خواجه بزرگ عطا.فرخی.ای ستوده خوی ستوده سخن
ای بلنداختر بزرگ عطا.فرخی.خدایگان جهان خسرو بزرگ عطا
روا نداشت یکی بنده بی عطا دیدن.سوزنی.
بزرگ عطا. [ ب ُ زُ ع َ ] ( ص مرکب ) بزرگ دهش. بسیاربخشش:
صفتش مهتر گشاده کف است
لقبش خواجه بزرگ عطا.فرخی.ای ستوده خوی ستوده سخن
ای بلنداختر بزرگ عطا.فرخی.خدایگان جهان خسرو بزرگ عطا
روا نداشت یکی بنده بی عطا دیدن.سوزنی.
بزرگ دهش بسیار بخشش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو آن بلند محل بودی و بزرگ عطا که چرخ با تو زمین بود و بحر با تو شمر
💡 شه بزرگ عطا کدخدای خرد و بزرگ گرفت خرد و بزرگ از خدای هفت عطا
💡 ایا بزرگ عطا خسرو بزرگ اثر و یا بلند همم سرور بلند آثار
💡 کم از بلند محل تو چرخ با رفعت کم از بزرگ عطای تو بحر بی نقصان
💡 خدایگان جهان خسرو بزرگ عطا روا نداشت یکی بنده بی عطا دیدن
💡 یکی ستاره مدیح شه بزرگ عطا دگر ستارۀ روشن سپهر تیز ممر