بغداد اباد
لغت نامه دهخدا
( بغداد آباد ) بغداد آباد. [ ب َدِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بغداد معمور. مقابل بغداد خراب و بغداد خالی و بغداد کهنه. کنایه از شکم سیر است. ( از فرهنگ نظام ). و رجوع به بغداد معمور شود. || کنایه از ساغر پر. ( از فرهنگ نظام ).، ( بغدادآباد ) بغدادآباد. [ ب َ ] ( اِخ ) قصبه ای از دهستان حومه بخش مهریز شهرستان یزد. سکنه 5101 تن. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات. شغل اهالی آن زراعت و نساجی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
فرهنگ فارسی
( بغداد آباد ) قصب. از دهستان حوم. بخش مهریز شهرستان یزد ٠ آب از قنات ٠ محصول غلات ٠ شغل: زراعت نساجی ٠
جمله سازی با بغداد اباد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ایران مرکز اصلی تهیه این سریشم حیوانی شهرستان مهریز واقع در استان یزد میباشد. این محصول در ۵۰ ساله اخیر به صورت نیمه صنعتی در مهریز و محله بغداد آباد ودربعضی از روستاهای آن تولید میشود. از سال ۱۳۷۶ شمسی به صورت صنعتی در شهرک صنعتی سریشم در سریزد مهریز تولید میشود.
💡 برج آسیاب ریگ مربوط به دوره زند است و در مهریز، بغداد آباد، ابتدای خیابان منتظری واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۸۹۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.