لغت نامه دهخدا
زیگیل. ( اِ ) زگیل. ( فرهنگ عامیانه جمال زاده ). رجوع به زگیل شود.
زیگیل. ( اِ ) زگیل. ( فرهنگ عامیانه جمال زاده ). رجوع به زگیل شود.
زگیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا مابین دو روستای کینه ورس و چشین واقع شده است. این روستا دارای چشمه های متعددی میباشد که از مهم ترین ان ها میتوان به چشمه علی بلاغی اشاره کرد.که سالانه بسیاری از افراد منطقه برای گردش به انجا میروند. از مکان های دیدنی دیگر میتوان به غار زیگیل هم شاره کرد که در زبان محلی به ان زیگیل ماغاری می گویند.