شهرنوش

لغت نامه دهخدا

شهرنوش. [ ش َ ] ( اِخ ) ابن هزاراسف. از حمکرانان رویان و رستمدار سلسله بادوسپان ملوک طبرستان معروف به گاوباره ( 510 - 523 هَ.ق. ). رجوع به التدوین و حبیب السیر چ تهران ص 103 و سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص 26، 145 شود.

فرهنگ اسم ها

اسم: شهرنوش (دختر، پسر) (فارسی) (تلفظ: šahr nuš) (فارسی: شهرنوش) (انگلیسی: shahr nush)
معنی: زیبای شهر، مرکب از شهر+ نوش ( عسل ) یا نوش از مصدر نوشیدن ( نیوشیدن )

جمله سازی با شهرنوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ملکی و همسرش، صبیحه، از شخصیت‌های رمانِ کمی بهارِ شهرنوش پارسی‌پور هستند.

💡 برای اولین بار، سبک رئالیسم جادویی از ادبیات آمریکای لاتین به ادبیات فارسی راه پیدا کرد. طوبا و معنای شب از شهرنوش پارسی‌پور، از اولین رمان‌های فارسی در این سبک محسوب می‌شود.

💡 شهرنوش پارسی‌پور ترجمه‌ای فارسی از روی ترجمهٔ فرانسوی این کتاب منتشر کرده‌ است.

💡 تنوره دیو فیلمی به کارگردانی و نویسندگی کیانوش عیاری محصول سال ۱۳۶۴ بنیاد سینمایی فارابی است. این فیلم در دهه شصت در شهرنوش آباد کاشان ساخته شد و در ساخت آن در کنار بازیگران مطرح، از مردم محلی نیز کمک گرفته شد.

💡 زنان بدون مردان نام فیلمی است برگرفته از کتاب شهرنوش پارسی‌پور و به کارگردانی شیرین نشاط دربارهٔ حوادث و رویدادهای کودتای ۲۸ مرداد که به برافتادن دولت محمد مصدق در ایران انجامید. داستان فیلم، شرایط ناگوار زنان ایرانی در این عصر را بررسی می‌‌کند.