زرور
لغت نامه دهخدا
زرور. [ زُ ] ( ع اِ ) ج ِ زر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ج ِ زِرّ،گویک گریبان و جز آن. ( آنندراج ). رجوع به زر شود.
زرور. [ زُ ] ( اِ ) داروئی است که روشنائی چشم بیفزاید و این تسامع است از خدمت امیرشهاب الدین کرمانی. ( شرفنامه منیری ). داروی چشم. ( حاشیه دیوان خاقانی چ عبدالرسولی ص 97 ):
تیره چشمان روان ریگ روان را در زرور
شاف شافی هم ز حصرم هم ز رمان دیده اند.خاقانی ( دیوان ایضاً ).
فرهنگ فارسی
داروئی که روشنایی چشم بیفزاید و از تسامع است داروی چشم
جمله سازی با زرور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زرور از بربط بدیع نوا برکند لحظه ای به لحن هوا
💡 در بهمن ۱۴۰۱ اعلام شد که روستای زرور با پدیدۀ رانش زمین مواجه شدهاست.