تسامع

لغت نامه دهخدا

تسامع. [ ت َ م ُ ] ( ع مص ) از یکدیگر شنیدن و فاش شدن خبر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مشهور شدن بین مردم و شنیدن بعضی از بعضی دیگر. ( از متن اللغة ). شنیدن بعضی از بعضی دیگر و تناقل آن. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). نقل کردن مطلبی از غیر. ( از کشّاف اصطلاحات الفنون ): چون مردم آن ناحیت در بامداد آمدند و به تسامع آنچه در شب رفته بود معلوم کردند. بعضی بر دست عرب مسلمان شدند. ( تاریخ قم ص 257 ). || عبارت است از اشهاد و آن چیزی است که بر حسب تواتر یا شهرت یا غیرآن، علم و یقین بدان حاصل شده باشد. چنین است در جامع الرموز، در کتاب الشهاده. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).

فرهنگ معین

(تَ مُ ) [ ع. ] (مص ل. ) از همدیگر خبر شنیدن.

فرهنگ عمید

از یکدیگر شنیدن، از همدیگر نقل کردن و شنیدن.

فرهنگ فارسی

ازهم شنیدن از همدیگر خبر شنیدن.

ویکی واژه

از همدیگر خبر شنیدن.

جمله سازی با تسامع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال: فلمّا نظروا العشر الا لاف والنيف اءن السبعين اءلفاً لايقبلون مواعظهم ولايحفلون بتخويفهم إ ياهم و تحذيرهم لهم،اعتزلوهم إ لى قرية اءخرى قريبة من قريتهم و قالوا نكره اءن ينزل بهم عذاب اللّه و نحن فى خلالهم فاءمسواليلة فمسخهم اللّه تعالى كلّهم قردة و بقى باب المدينة مغلقاً لايخرج منه اءحد ولا يدخل اءحد، و تسامع بذلك اءهل القرى فقصدوهم و تسلموا حيطان البلد، فاطلعوا عليهم فإ ذا كلهم رجالهم و نساءهم قردة يموج بعضهم فى بعض، يعرف هؤ لاء الناظر معارفهم و قرباتهم و خلطائهم، يقول المطلع لبعضهم: اءنت فلان اءنتِ فلانة ؟ فتدمع عينه و يؤ مى براءسه نعم، فما زالوا كذلك ثلاثة اءيّام ثم بعث اللّه عزّ و جلّ عليهم مطراً و ريحاً فجرفهم إ لى البحر، و ما بقى مسخ بعد ثلاثة اءيام، و إ نما الذين ترون من هذه المصورات بصورها فإ نما هى اشباهها لاهى باءعيانها ولا من نسلها(323).

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
حقه یعنی چه؟
حقه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز