ثفن

لغت نامه دهخدا

ثفن. [ ث َ ] ( ع مص ) دفع کردن و راندن. || زدن کسی را با دست. || پس روی کسی کردن. آمدن کسی را از پس. || زدن ناقه کسی را به ثفنات.
ثفن.[ ث َ ف َ ] ( ع مص ) درشت شدن دست و جز آن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || پینه بستن دست از کار یا سودگی. || بیماریی ای است در ثفنه.
ثفن. [ ث ُ ف ُ ] ( ع اِ ) ج ِ ثَفَنة، بمعنی کناره سفره و توشه دان.

فرهنگ فارسی

جمع ثفنه بمعنی کناره سفره و توشه دان

جمله سازی با ثفن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان لابى - عليه السلام - فى موضع سجوده اثار ناتئة و كان يقطعها فى السنةمرتين فى كل مرة ثفنات فسمى ذاالثفنات لذلك

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز