لغت نامه دهخدا
باشیا. [ ش َی یا ] ( اِخ ) نام قریه ای است و در شعر بحتری آمده است. ( معجم البلدان ) ( مراصد الاطلاع ).
باشیا. [ ش َی یا ] ( اِخ ) نام قریه ای است و در شعر بحتری آمده است. ( معجم البلدان ) ( مراصد الاطلاع ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سعادت باشیا راضی و شاکر همچنانک رای اعلی از تو راضی رای عالی شاکر است
💡 تا عالم است خسرو عالم تو باشیا ملک تو بینهایت و عمر تو بیکران
💡 برای آنکه ظاهر گردد اسما تجلی می کند حضرت باشیا
💡 آن امانت که خدا عرض باشیا میکرد هالک آمد همه خود بود بر آن حایل یار