باز خواه
لغت نامه دهخدا
بازخواه. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) مؤاخذه کننده.
فرهنگ فارسی
باج گیر
جمله سازی با باز خواه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آن صورت دوباره باز خواهی گشت
💡 کار با آب و گل نبودت بیش باز خواهی شدن بر آن ناگاه
💡 زود از این سر فراز خواهی شد و ز سر خلق باز خواهی شد
💡 زهر ذره اگر تو باز خواهی ز بیچونی او یابی گواهی
💡 خفتی نه چنان نیز که برخواهی خاست رفتی نه چنان که باز خواهی آمد
💡 نامردم اگر زنم سر از مهر تو باز خواهی بکشم به هجر و خواهی بنواز