لغت نامه دهخدا
کنددستی. [ ک ُ دَ ] ( حامص مرکب ) کند بودن دست شخص در عمل. مقابل تیزدستی. ( فرهنگ فارسی معین ).
کنددستی. [ ک ُ دَ ] ( حامص مرکب ) کند بودن دست شخص در عمل. مقابل تیزدستی. ( فرهنگ فارسی معین ).
کند بودن دست شخص در عمل مقابل تیز دستی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خور نیست هر سحر پی آزار ما فلک دستی ز آستین جفا می کند برون
💡 ز آغوش سحر محشر گریبان چاک برخیزد حمایل گر کند دستی شبی در گردن عاشق
💡 دل بداد از دست، از می خوردنش خواست تا دستی کند در گردنش