پیوستگی کردن

لغت نامه دهخدا

پیوستگی کردن. [ پ َ / پ ِ وَ ت َ/ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مواصلت. وصلت کردن. قرابت کردن. پیوستگی ساختن. وسیلت. ( لغت ابوالفضل بیهقی ).

جمله سازی با پیوستگی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که نشان می‌دهد که دیورژانس عبارت جریان برابر صفر می‌شود و باعث تناقض معادلهٔ پیوستگی می‌شود. (صفر شدن دیورژانس حاصل از این مفهوم ریاضی است که دیورژانسی کرل همواره برابر با صفر است) این تضاد با اضافه کردن جریان جابجایی از بین می‌رود، بنابراین:

💡 سیاست خارجی کنونی ویتنام متشکل از پیاده‌سازی خط مشی استقلال، خوداتکایی، صلح، همکاری و توسعه و نیز بازبودن، تنوع بخشی و چندجانبه‌گرایی با روابط بین‌الملل است. این کشور خود را دوست و شریک همه کشورها در جامعه بین‌المللی، فارغ از پیوستگی سیاسی آنها، از طریق شرکت کردن در پروژه‌های توسعه همکاری منطقه ای و بین‌المللی اعلام کرده‌است. از دهه ۱۹۹۰، ویتنام گامهای کلیدی متعددی برای بازگردانی پیوندهای دیپلماتیک با جهان غرب سرمایه دارانه برداشته است. این کشور از قبل با کشورهای غربی کمونیستی در دهه‌های پیشتر روابط داشت.

دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز