من رای مثلی

لغت نامه دهخدا

من رای مثلی. [ م َ رَآ م ِ ] ( ع اِ مرکب ) عصافیر، و آن درختی است که در پارس بسیار است. ( منتهی الارب ). رجوع به عصافیر شود.

جمله سازی با من رای مثلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد رخ فرسوده زردم غم صفرای تو دارد

💡 و از حال غربت من رای ملک را هم بر این مزاج معلوم تواند شد.

💡 جان نخواهم برد زین دل جز بمرگ نیست غیر از کشتن من رای دل

💡 دست من رای فلاطون داشت ورنه چون توان پی به مقصد برد زینسان از پس چندین حجاب

💡 شما رابدین مرز بر جای نیست نشستن به مشکوی من رای نیست

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز