ذو جلالت

لغت نامه دهخدا

ذوجلالت. [ ج َ ل َ ] ( ع ص مرکب ) رجوع به ذی جلالت شود.

فرهنگ فارسی

صاحب جلالت خداوند بزرگواری.

جمله سازی با ذو جلالت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (عسى ان ينفعنا او نتخذه ولدا) - اين جمله را وقتى گفت كه آثار جلالت و سيماىجذبه الهى را در او بديد، و از اين جمله كه گفت: (او نتخذه ولدا) معلوم مى شودفرعون و همسرش پسرى نداشتند.

💡 در روايات قضاياى بسيارى در قدرت و قوت حضرت وارد شده است، همچون: برداشتنسنگى عظيم از روى چشمه كه گروهى از برداشتن آن عاجز بودند، و ظهور جلالت ومقامات آن حضرت كه در روايت معتبره منعكس شده است.

💡 ای تبار تو ز حشمت سید و فخر کِرام ای تو از جاه و جلالت سید و فخر تبار

💡 تویی، که چرخ بود با جلالت تو زمین تویی، که بحر بود با سخاوت تو سراب

💡 در ازل ذیل جلالت از غبار خود کشید سرمهٔ امیدواری در دو چشم اعتصام

💡 ابوالشجاع فریدون شه آفتاب ملوک که در زمانه نگنجد ز بس جلالت و فر

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز