خصم کردن

مترادف‌ها

مخالفت کردن، دشمنی کردن، ستیزه کردن، جدال کردن

متضادها

آشتی کردن، دوست داشتن، موافقت کردن

لغت نامه دهخدا

خصم کردن. [ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دشمن کردن:
که بدمرد را خصم خود می کنی
وگر نیکمرد است بد می کنی.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

دشمن کردن

جمله سازی با خصم کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از تواضع می توان مغلوب کردن خصم را می شود باریک چون سیلاب از پل بگذرد

💡 به فرصت می توان خصم سبکسر را ادب کردن مدارا می کنم با عقل تا فصل بهار آید؟

💡 به دل ربایی نظمت چه در نماند خصم که جذبه کاه تواند به کهربا کردن

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران