لغت نامه دهخدا
خصم افکن. [ خ َ اَ ک َ ]( نف مرکب ) دشمن کش. از بین برنده خصم. دشمن انداز.
خصم افکن. [ خ َ اَ ک َ ]( نف مرکب ) دشمن کش. از بین برنده خصم. دشمن انداز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این بگفت و تیغ خصم افکن کشید برق ما نارخت زی خرمن کشید
💡 سپاه دولت و دین را سوار خصم افکن سریر شرع مبین را شهنشه اعظم
💡 روز فیروزی و نصر است و ظفر تیغ شه خصم افکن و دشمن شکر
💡 نامور خسرو خصم افکن عباس شه آنک خصم او ناوک آفات جهان را هدف است
💡 دلاور خدنگ از کمین برکشید به خصم افکنی تیغ کین بر کشید
💡 گاه در طول کند صف شکنی، گاه به عرض ذوالفقار کف خصم افکن کرار علی