لغت نامه دهخدا
ظفر کردن. [ ظَ ف َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نصرت کردن.
ظفر کردن. [ ظَ ف َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نصرت کردن.
( مصدر ) پیروز گردیدن فتح کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رضاخان علاوه بر فشارهایی که در بارهٔ تغییر حاکم خوزستان و دریافت مالیاتهای معوقه به شیخ خزعل آورد، تلاش کرد تا از راه ایجاد درگیری و رقابت میان سران کمیته اقدام کند. در زمان مظفرالدینشاه بخشی از زمینهای خالصهٔ دولت در خوزستان به شیخ خزعل واگذار شده بود که نقش زیادی در افزایش قدرت او در منطقه داشت. رضاخان با ارسال نامهای به شیخ خزعل فرمان مظفرالدینشاه در واگذاری این زمینها را ابطال و مالکیت شیخ خزعل را از درجهٔ اعتبار ساقط اعلام کرد. رضاخان با هدف جدا کردن بختیاریها از کمیته و منصرف کردن آنها از همراهی با شیخ خزعل، به برخی سران بختیاری مقامهایی عطا کرد. پیرو این سیاست سردار ظفر بختیاری به مقام ایلخانی، و سردار جنگ بختیاری به مقام ایلبیگی رسید. رضاخان همچنین به خرمآباد رفت و به نیروهای نظامی مستقر در پادگان آن شهر آمادهباش داد تا در صورت لزوم علیه نیروهای عشایری وارد کار شوند.