خشکه پز
لغت نامه دهخدا
خشکه پز.[ خ ُ ک َ / ک ِ پ َ ] ( نف مرکب مرخم ) آنکه نان روغنی ونان دوالکه و دو تنوره پزد. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ عمید
نانوایی که نان خشک یا نان روغنی می پزد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) نانوایی که نان خشکه پزد.
جمله سازی با خشکه پز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شکل خانهها و فضاهای درونی آن، براساس نوع فعالیت و میزان درآمد اقتصادی مردم شکل گرفتهاست. مصالح اصلی به کار رفته در ساخت خانهها، سنگ، چوب و گل است که دیوارها غالباً سنگی است و به صورت خشکه چینی ساخته میشوند.
💡 خشکه دهنه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان آستارا در استان گیلان ایران است.
💡 خشکه رود روستایی از توابع بخش بیرانوند شهرستان خرمآباد در استان لرستان کشور ایران است.
💡 این مناطق کوهستانی است و پوشش گیاهی بین بیست و پنج تا شصت درصد و همچنین آب فراوان دارد. کوههای کوچک زار، خشکه، وحش و لجور در این مناطق قرار دارند و حیات وحش آن عبارت اند از: قوچ و میش، آهو، گرگ، روباه، خرگوش، کبک، تیهو، باقرقره، فاخته و ….