حراج کردن

لغت نامه دهخدا

حراج کردن. [ ح َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عرضه کردن رخت و کالا و متاع تا هر کس گران ترخرد بدو فروشند. ( ناظم الأطباء ). بمزایده گذاردن.

فرهنگ فارسی

عرضه کردن رخت و کالا و متاع تا هر کس گران تر خرد بدو فروشند

ویکی واژه

svendere

جمله سازی با حراج کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنکسی که اعتقاد دولت به وندال بودن گرافیتی را قبول ندارد، هنرش را بر سطوح موجود در فضاهای عمومی به نمایش می‌گذارد و حتی تا آنجا پیش می‌رود که عناصر و حجم‌ها فیزیکی هم خلق کند. بنکسی خودش مستقیماً عکس‌های گرافیتی‌هایش را نمی‌فروشد، هر چند معلوم شده برگزارکنندگان حراج‌های هنری در تلاش هستند تا کارهای خیابانی او را در محلشان بفروشند و دردسر جابه‌جا کردن آن‌ها را به برنده حراج واگذار کنند.

💡 حداقل یک منبع روسی از سال ۱۹۰۸ گفته‌است که کمیسیون‌های ویژه‌ای توسط مقامات امپراتوری روسیه برای کاهش میزان مرگ و میر و «بررسی نیازهای مهاجران» از جمله جلوگیری از اضافه بار کشتی‌ها، به حراج گذاشتن سودآور اموال منقول سنگین، آماده کردن لباس و آذوقه برای خانواده‌های فقیر و «حمل آنان به رایگان و بدون هیچ هزینه‌ای»، پدید آمد. کنسول روسی مستقر در بندر ترابزون در دریای سیاه ورود ۲۴۰٬۰۰۰ چرکس را گزارش داده‌است که ۱۹۰۰۰ نفر از آنان مدت کوتاهی پس از رسیدن به آن‌جا درگذشته‌اند. وی همچنین نوشته‌است که نرخ مرگ و میر در حدود ۲۰۰ نفر در روز بود.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز