لغت نامه دهخدا
جبین گرفتن. [ ج َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) رو ترش کردن. ( از بهارعجم ) ( از ارمغان آصفی ). و رجوع به جبین گرفته شود.
جبین گرفتن. [ ج َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) رو ترش کردن. ( از بهارعجم ) ( از ارمغان آصفی ). و رجوع به جبین گرفته شود.
رو ترش کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل از جان بر گرفتن نیست کار هر تنک ظرفی عجب نبود عرق بر چهره آن مه جبین لرزد