لغت نامه دهخدا
جبین گرفته. [ ج َ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ترش رو. ( بهار عجم ):
پیش جبین گرفته مکن عرض احتیاج
ای نابلد مکوب دری را که باز نیست.اثر شیرازی ( از بهار عجم ).
جبین گرفته. [ ج َ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ترش رو. ( بهار عجم ):
پیش جبین گرفته مکن عرض احتیاج
ای نابلد مکوب دری را که باز نیست.اثر شیرازی ( از بهار عجم ).
ترش رو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از صحبت گرفته جبینان حذر نمای آنجا که نیست وسعت مشرب به تنگ باش
💡 در محفلیکه تازه در آئی گرفته باش اول بباغ غنچه گره بر جبین زند
💡 خاطر خرم دگر کسی ز که جوید؟ صبح در ایام ما گرفته جبین است