تهمت کردن
متضادها
تبرئه کردن، ستایش کردن
لغت نامه دهخدا
تهمت کردن. [ ت ُ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تهمت انداختن. تهمت بستن. ( مجموعه مترادفات ). تهمت زدن. تهمت نهادن. ( ناظم الاطباء ). متهم کردن. دروغ بستن:
شیر خدای را چو مخالف شود کسی
هرگز مکن مگر به خری هیچ تهمتش.ناصرخسرو.اگر تهمتم کرد نادان چه باک
از آن پس که گنگ است و کور و اصم.ناصرخسرو.کس جهان رابه بقا تهمت بیهوده نکرد
که جهان جز به فنا کرد مکافات و جزاش.ناصرخسرو.رجوع به تهمت و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
تهمت انداختن تهمت بستن
جمله سازی با تهمت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شایعات دیگر دربارهٔ خواهر و دو برادر فاطمه هم دقیقاً منشأش یا بیاطلاعی است یا بیتقوایی که در صورت لزوم توضیح خواهم داد. به قول شهید مطهری، «به نفع دین تهمت زدن، به نفع دین بیدینی کردن است. دین اجازه نمیدهد ولو به نفع خودش بیدینی کنیم». جیفه ریاست دنیایی که جای خود دارد."
💡 زینهار ای جوانمرد، نگر تا یک ذره بدعت بدل خود راه ندهی و آنچه شنوی و عقل تو درمینیابد تهمت جز بر عقل خود ننهی. راه تأویل مرو که راه تأویل رفتن زهر آزموده است و به خار، خار از پای برون کردن است.