یکی از شاخههای تخصصی و بنیادین در دانش فقهالحدیث، شناخت و تحلیل تعارض اخبار و اختلاف روایات است. بسیاری از آراء و نظریات گوناگون فقهی و کلامی، ریشه در تفاوتها و ناهمخوانیهای ظاهری یا واقعی میان احادیث دارد. از اینرو، فهم دقیق این تعارضات و چگونگی مواجهه با آنها، جایگاهی محوری در فرآیند استنباط دینی ایفا میکند. این حوزه از معرفت، تنها به شناسایی اختلافات محدود نمیشود، بلکه شامل بررسی عوامل پدیدآورنده آن و نیز روشهای علاج و جمعبندی میان روایات متعارض میباشد.
آگاهی از اسباب اختلاف روایات و تسلط بر راههای رفع تعارض، تأثیری بسزا در همگرایی و وحدت نسبی آرای علمی، و نیز نزدیکتر شدن به رأی صواب و کشف حقیقت دارد. پیشینیان و علمای سلف، تبحر و احاطه در این دانش را نشانهای روشن از رسیدن به مرتبه بلند اجتهاد و مجوزی برای نشستن بر مسند افتاء میدانستند. آنان بر این باور بودند که بدون تسلط بر این عرصه، استنباط صحیح و جامع از نصوص دینی با دشواری و خطر خطا همراه خواهد بود.
چنانکه شاطبی بهدرستی تأکید نموده است: «مَن لَم یَعرِف مَواضِعَ الاِختِلاف لَم یَبلُغ دَرَجَةَ الاجتِهاد»؛ یعنی هر که مواضع و زمینههای اختلاف را نشناسد، به درجه اجتهاد نرسیده است. همچنین در سخنی دیگر آمده است: «لایَنبَغی لِمَن لایَعرِفُ الاِختِلاف أن یُفتي»؛ سزاوار نیست کسی که [علم] اختلاف را نمیداند، به صدور فتوا اقدام کند. این عبارات، گواهی است بر اهمیت بنیادین این دانش در منظومه علوم اسلامی و جایگاه آن بهعنوان معیاری اساسی برای تشخیص صلاحیت مجتهد و مفتی.