بار خیمه

لغت نامه دهخدا

بار خیمه. [ رِ خ َ /خ ِ م َ / م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قرارگاه باج گیران در راهها و گذرگاهها. میرنظمی گوید:
خیال غمزه ها در دل نشسته
بجان آمد شدن را راه بسته
بخواهد بار خیمه از دل و جان
گذرگاه نفس بندید هر آن.( از شعوری ج 1 ورق 190 برگ آ ).باجگاه. گمرکخانه. ( دِمزن ). || بکثرت استعمال بخود باج گیر هم اطلاق شده است. باجدار. ( دِمزن ). جمعکننده مالیات و گمرک. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(خَ یْ مِ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) ۱ - قرارگاه باج گیران در راه ها و گذرگاه ها. ۲ - محصل مالیات، باج گیر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - قرار گاه باجگیران در راهها و گذرگاهها. ۲ - جمع کنند. مالیات و گمرک محصل مالیات باجگیر.

جمله سازی با بار خیمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن‌ها از خود شهر یا رسم‌الخطی نداشتند، در خیمه‌های نَمَدی زندگی می‌کردند و در بین آن‌ها دگردیسی جمجمه (برای نشان دادن رتبه و مقام در اجتماع) و چندشوهری (حالتی از چندهمسری است که در آن، زن به‌طور هم‌زمان بیش از یک شوهر داشته باشد) رواج داشت.

💡 این شهر پایتخت ملوک لخمی بود که آن‌ها نیز خود فرمان‌بردار شاهنشاهان ساسانی بودند. با بزرگ شدن شهر کوفه، از آبادانی حیره کاسته شد و سپس به تدریج از میان رفت. نام حیره از ریشه‌ای آرامی به معنی اردوگاه مرکب از خیمه‌ها است.

💡 شد طناب عمر سست و خیمه بیرون زد حواس در سرانجام عمارت سخت بنیانی هنوز

💡 تو را بود زصباح ورواح رایت وپرچم ترا سزد زسپهر وستاره خیمه ولشکر

💡 شوکت چشم سیه را چه زیان از خط سبز رستم آن است که با خیمه زنگار آید

💡 جایی که رفعت تو زند خیمه جلال یک فلکه از خیام تو، خورشید خاور است

علوم قران یعنی چه؟
علوم قران یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز