لغت نامه دهخدا
( آواره کردن ) آواره کردن. [ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بیرون کردن. اخراج. تبعید کردن. جلاء دادن.
( آواره کردن ) آواره کردن. [ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بیرون کردن. اخراج. تبعید کردن. جلاء دادن.
( آواره کردن ) ( مصدر ) ۱ - بیرون کردن اخراج. ۲ - تبعید کردن نفی بلد کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در روزهای نخست سال ۱۷۵۷، سنکا در منطقه آبشار نیاگارا به فرانسویها در مورد از دست دادن کنترل باربری طولانی در راستای محلی از رودخانه نیاگارا، شکایت کرده بود، که بازرکانهای فرانسوی در تلاش برای توسعه واگنها بودند. آنان از تلاش اروپاییها برای تسلط بر قلمرو سنتی آنها و آواره کردن آنان از کارشان ناراحت بودند.
💡 چند ساعت قبل از اصابت موشک در ۱۷ اکتبر ۲۰۱۳، ارتش اسرائیل دستور تخلیه ۲۱ بیمارستان غزه از جمله بیمارستان باپتیست را صادر کرد، اما کارکنان بیمارستان و ساکنان این منطقه از پاسخ به هشدار اسرائیل با هدف آواره کردن اجباری آنها از شهرهایشان خودداری کردند.