لغت نامه دهخدا
( آش و لاش شدن ) آش و لاش شدن. [ ش ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) متلاشی شدن. از هم پاشیدن، چنانکه مردار و جیفه ای. || سخت ریمناک و منبسط گشتن، چنانکه ریشی.
( آش و لاش شدن ) آش و لاش شدن. [ ش ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) متلاشی شدن. از هم پاشیدن، چنانکه مردار و جیفه ای. || سخت ریمناک و منبسط گشتن، چنانکه ریشی.
( آش و لاش شدن ) (شُ شُ دَ ) (مص ل. ) ۱ - از هم پاشیدن. ۲ - عفونی شدن زخم.
( آش و لاش شدن ) ( مصدر ) ۱ - از هم پاشیدن متلاشی شدن چنانکه مرداری و جیفه ای. ۲ - سخت چرکین شدن و منبسط گشتن زخم.
متلاشی شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس با در نظر داشتن اين حقيقت مى فهميم كه اگر كسى معتقد باشد كه توحيد خداىسبحان به اين است كه همه اسباب را نفى نموده و ملغى بدانيم و بپندارد كه نفى اسباب ولغو دانستن آن در اثبات قدرت مطلقه خداى تعالى و نفى عجز از او مؤ ثرتر استتوحيدش كامل است، و كسى كه وساطت اسباب را ضرورى و لازم و مؤ ثر بداند، خداىتعالى را مجبور كرده به اينكه (در به كرسى نشاندن اراده اش و ايجاد مخلوقش راهمخصوص را سلوك كند).
💡 سپس قسمتی از اجراهای گروه جکسون فایو نمایش داده میشود. در این قسمت جکسون با یادآوری کودکی اش و پدرش که با کمربندی در دست او و برادرانش را تمرین میداد، اظهار میکند که از پدرش خیلی میترسد و برای همین است هیچگاه دست روی فرزندان خود بلند نکردهاست.
💡 راستى چنين كسانى باعث ننگ در جامعه هستند، كه ثروتها و پولهاى كلان خويش را رويهمانباشته كرده و تظاهر به مال دارى و ثروتمندى نزد بندگان ضعيف خدا مى كنند و غصهو هم غم آنان را زيادتر نموده و بر بار غمشان مى افزايند و حتى اعضاء خانواده اش و چهبسا نزديكترين آنان كه والدينش هستند را از نعمات خويش بى بهره مى سازند و اينانندكه بايد هر لحظه منتظر حوادث و بلاى آسمانى باشند.
💡 به عقیده برخی افراد بیشتر شهرت و محبوبیت محمودخان ذوالفقاری وبرخی از اعضای خاندان او، جدا از ریشه دار بودن طایفه اش و تعداد زیاد رجال سیاسی در خانواده و ثروت زیاد و اشتهار به تدین و برگزاری مراسم بزرگ مذهبی و اعتقادات قوی مذهبی و مردم داری، بواسطه مقاومتی است که در واقعه آذربایجان بین سالهای ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ از خود نشان داد.